شنبه بیست و ششم بهمن 1387
به زاک هلم به خاطر فیلمنامه "عجیب تر از داستان" –َ ش
افتاده، چه افتاده ؟ به جانم، چه به جانت؟
من عاجزم از کشف تو با آن المانت-
کِه در همه متن معلق شده شاید
وا شد، چه شد؟ این زخم، چه زﺧ . ؟ زخم زبانت
تلخ است، چه مقدار؟ کمی کمتر از اینقدر ↔
طعم شکرِ برگِ گل ِ گاو زبانت
پا پس بکش از رابطه با متن، چه متنی؟
بیـ رون بکش و پا شو و ﺑ ِ بند دکانت
وا کن، چه کنم؟ حداقل فاش، چه رازی؟
طرز ِ عدد ِ چرخ ِ چه؟ رمز چمدانت
دیگر چه بگویم که بِلمسی غزلم را
وقتی که رسیده است زبانم به زبانت
دالِ من و دلدار، چه دال ی و چه کشکی؟
مدلول تویی، ای وَل، بِِِِه سر و چمانت
/
ای رنج از این کاغذ A5 برون آی!
از لای مکانت، از اضلاع زمانت-
تا خوب ببینم، چه ببینی؟ غزلت را
این بچه یک روزه، جنینی که به جانت...

