فراعشق

 

هم نرفتم هم رسیدم مانده ام در کار عشق

کار سختی نیست در دیوانگی انکار عشق

کار سختی بود و من باور نمی کردم ولی

رد شدم با عقل دور اندیش از دیوار عشق

 

من "فرا عشقم" ورای وصل و مصل و هجر و مجر

می توانم رد شوم از بغض معنی دار عشق

سالها پنهانی عاشق بودم و ... در شعرهام-

مانده ام باشد نباشد نامی  از سردار عشق

به محیط و به محاط ذهن دریا واردم

همزمان هم ماهی ام هم مرغ ماهیخوار عشق

 

تو "فراعشقی" جهانت منحصر به شخص نیست

دیگر از امروز ول شد تحت الانهار عشق

رد شو رد شو تشنه رد شو رنج در راه است و نیست

خوب میدانی که تعطیل است آب انبار عشق

سینه را از رازها  و رمزها پر کرده ای

جعبه را خالی کن از سنگینی ابزار عشق

 

عشق باید بگذرد از وحشت تکرار عشق

شعر باید رد شود از عشق در انظار عشق

 

عابد اسماعیلی- مرداد 93



تاريخ : شنبه چهارم مرداد 1393 | | نویسنده : عابد اسماعیلی |